غریبه نیست،اما

انتهای حرف هایم را نمی داند...

آشناست؟!!

نمی دانم.

اما پیراهن سفیدش را از فرسنگ ها دور می شناسم!

و بارها رقص موهایش را در باد بوییده ام.


پ.ن.هفته هاست دلم را خوش کرده ام به صدایش...که شاید روزی در عمق سکوتش گم شوم.